از زبان یک فرزند شهید...

نویسنده :عباس جبلی
تاریخ:جمعه 19 اردیبهشت 1393-04:32 ب.ظ

پ مثل پدر 

جاهای خالی که هیچوقت پر نشد و نخواهد شد... و هیچ چیز در آن جا نخواهد گرفت...

نوازش های پدرانه بر روی سرم

دستان گرمش در دستم

آغوش گرم و لبخندهای پدرانه

ستون محکمی مانند شانه‏ هایش

پول تو جیبی هایی که هرگز از او نگرفتم

جای همه شان خالیست...

جای امضایش در رضایت نامه مدرسه

آوای لالایی هایش در گوش

نازکشیدن پدرانه اش

جای کشیدن انتظارش وقتی از سرکار بیاید

کسی که نقاشی هایم را نشانش بدهم

جای همه شان خالیست...

جاهایی که مادرم با تمام گرفتاری هایش، عاشقانه سعی کرد آنها را پر کند اما نتوانست

نمره قبولی گرفت اما نمره بیست فقط برای خود پدرم است

مادر، برایمان مادری کرد، پدری کرد اما وفاداریش به پدر نگذاشت کسی جای او را پر کند !

وقتی می گویند دخترها بابایی هستند بیشتر دلم می گیرد

حس بابایی بودن برایم غریب است

گرچه برایم از پدر نامی در شناسنامه و نشانی در قبرستان به جا نمانده اما روح آزادش را همه جا حس می کنم

هرجا که دلم می گیرد صدایش می کنم "بابا"

جوابی نمی شنوم ولی دلم آرام می گیرد

پدرم یک قهرمان است

قهرمانی که برای وطن و دین خود از همه چیزش گذشت

پدرم یک شهید است...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
فرزند ایران
چهارشنبه 18 تیر 1393 12:39 ب.ظ
بابا ولمون کنید بااین فرزند شهیدا
نمیدونم چرا تموم نمیشن
کل ایرانو گرفتنو هرجا میریم پر شده از اینا
هرجام کم میارن آه و ناله میکنن که ما بابا نداریمو از این چرتو پرتا
حالا اگه باباهه الان زنده بود تره هم واسش خورد نمیکردن
اگه شما الان بابا ندارید عوضش یه عالمه امکانات دارید که ما بابادارها نداریم
پس این به اون در
پس دیگه لطفا انقدر واسه ما ننه من غریبم بازی در نیارید
این براتون شده یه سلاح تا کاراتون رو پیش ببرید.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic