تبلیغات
درد دلی غریبانه - مطالب اردیبهشت 1395

آنها که خوب موج سواری را بلدند!

نویسنده :عباس جبلی
تاریخ:شنبه 25 اردیبهشت 1395-12:00 ق.ظ

وقتی پشت بام یک خانه ی نوساز میروی، آنجاست که میفهمی بعضی آدم ها برای کلاه گذاشتن هم کیششان هم از هیچ کاری دریغ نمیکنن!
آنجا که میبینی کولر بیست وچند ساله از کهنه خانه ی قدیمی و قبلی خود را که حال نوسازش کرده اند، سوار واحدی میکنند که میخواهند زود از شرش خلاص شوند؛ و برای واحدهایی که خود ساکنش هستند سنگ تمام میگذارند؛

دلم از خوارج زمان خون است؛ آنها که به ظاهر دیندارند و سند بهشت را به هم حواله میکنند!

آنها که در صفحه هایشان پر است از ظواهر دینی که در عمل و رفتارشان ذره ای نفوذ نکرده!

آنان که بیت المال را به اندازه ظرفیت، در حال غارتند.

آنها که خوب موج سواری را بلدند...

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

امسال هم در نمایشگاه هستیم!

نویسنده :عباس جبلی
تاریخ:جمعه 17 اردیبهشت 1395-03:57 ب.ظ

وقتی موعد ثبت نام ناشران در نمایشگاه کتاب امسال شد هنوز خستگی و هزینه های حضورمون در نمایشگاه کتاب سال گذشته و سوء استفاده بعضی از نارفیقان از یادم نرفته بود، ولی تصمیم گرفتم ثبت نام کنم. بعد از اعلام نتایج در اوایل اردیبهشت، متوجه شدم در لیست تایید شده وزارت ارشاد نیستیم، کمی خوشحال شدم. پیش خودم گفتم حداقل ما اعلام آمادگی کرده بودیم برای حضور، ولی نشد. سال گذشته هم با توجه به حد نصاب نرسیدن تعداد کتب چاپی ارشاد (مجموعا 40 عنوان) در مجموعه مون، بعد از پیگیری بسیار تونستم اجازه حضور در نمایشگاه رو بگیرم؛ ولی امسال هیچ تلاشی نکردم و به همکارانم گفتم حضورمون منتفیه و در سال آتی با چاپ 30 عنوان کتابی که در دست داریم در غرفه ای مستقل کتاب های امسالمون رو با قوت عرضه خواهیم کرد.

تا روز سه شنبه که یکی از دوستان به من زنگ زد و گفت برایتان غرفه ای درنظر گرفتیم ولی کوچک است و اگر تمایل دارید در خدمتیم. ظاهرا نمیشد در نمایشگاه حضور نداشت؛ این را به فال نیک گرفتم؛ و  امروز به نمایشگاه رفتم؛ غرفه مان را دیدم. با توجه به محدودیت فضا، بنا شد کتابهایمان را به صورت مشترک با دو ناشر دیگر در سالن یاس جنب درب شماره 18 عرضه کنیم.

 

 

پ ن:

از ترافیک سنگین امروز نمایشگاه، عدم وجود سایه بان و محل استراحت در آن همه فضای اطراف سالنها، عدم وجود آب آشامیدنی، سرویس های بهداشتی صحرایی، صف های طویل وسایل نقلیه رایگان، کمبود تابلوها و برگه های راهنما، گرمای سالنهای کودک و نوجوان که بگذریم امروز توفیقی بود تا یکی از نویسنده های عزیزمون آقای علی ناصری رو ملاقات کنم. نویسنده ای با ذوق و خلاق؛ نویسنده کتاب های مامان من پسر خوبیه، معصومه دختری که عینک سیاه میزد و مرادی بود خنده نداشت که با تصویرسازی دوست هنرمندمان خانم خزایی توسط موسسه و انتشارات مون به زیور طبع آراسته شد.







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رفیق دوران بی ریایی خداحافظ!

نویسنده :عباس جبلی
تاریخ:جمعه 10 اردیبهشت 1395-05:57 ب.ظ

رفیق دوران بی ریایی خداحافظ!

سالیانی به دنبالت بودم و نمیدانم چه حکمتی داشت که وقتی یافتمت، این بار بدون خداحافظی رفتی!

سالمان را با غم نبودنت تحویل کردیم و سالهای مابقی عمرمان را نیز هم.

مازیار عزیز روحت شاد

undefined



با مازیار قریب 7 سال بهترین دوران عمرمان را در مدرسه راهنمایی ابن سینا و دبیرستان هدایت گذراندیم. به برکت شبکه های مجازی شماره ای ازش پیدا کردم و بعد از تماس موفق شدم پیداش کنم. اسفندماه بود که در گروه همکلاسی ها عضوش کردم؛ یک ماهی یه طرف پیامها اون بود. خیلی خوشحال بود. اما این خوشحالی زیاد طول نکشید!

اعلامیه اش را با همان شماره اش داخل گروه گذاشتند. هیچ کس باور نمیکرد . ولی او رفته بود...

خیلی برایمان سخت بود. دوستان صمیمی ترش هم سعی داشتند باور نکنند ولی او رفته بود.

وقتی با مادر بزگوارش صحبت میکردم با گریه می گفت مازیار خیلی خوشحال بود شماهارو پیدا کرده بود ولی عمرش به دنیا نبود.

از خداوند برای آن کهنه رفیق و پدر بزرگوارش مرحوم خلبان حسین فرخی، طلب آمرزش و مغفرت میکنم و برای خانواده محترمش صبر و آرامش مسئلت دارم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()