تبلیغات
درد دلی غریبانه - مطالب عباس جبلی

گروکشی صداو سیما به بهانه آوای باران!

نویسنده :عباس جبلی
تاریخ:پنجشنبه 26 دی 1392-12:07 ق.ظ

آقای ضرغامی؛ از ساعت حدود 20 روز چهارشنبه 25 دی ماه برنامه اختتامیه سومین جشنواره بین المللی جام جم را روی آنتن شبکه ای بردی که میلیون ها نفر منتظر پخش یکی از معدود سریالهای جذابت به نام "آوای باران" بودند.

دلم برای خیلی ها از جمله خودم سوخت که از حوالی ساعت 20:45 منتظر پخش سریال آوای باران بودیم. سریالی که با وجود نقاط ضعف بسیار، توانسته بسیاری را مقابل تلویزیون بنشاند! ابتدا زیرنویس کردید سریال را بعد از اختتامیه پخش می کنید ولی با کمال تعجب و تأسف ساعت 23 به احترام مردمی که حداقل 3 ساعت منتظر پخش سریال بودند زیرنویس کردید که امشب سریال پخش نمیشه و هفته بعد ببینید.

[http://www.aparat.com/v/i7Vjp]

مجری برنامه هم غرق در مهمانها شده بود و حتی یک عذرخواهی از مردم نکرد؛ از این همه چشم هایی که به اجبار اختتامیه را می دیدند. مسئله دیدن یک سریال نیست، مسئله آوای باران و فیلم و ... نیست. مسئله از بین رفتن اعتماد به رسانه ملی است. مسئله عدم احترام و ارزش گذاشتن به وقت مردم است.

نمیشد پخش زنده تان را از یک شبکه دیگر نشان می دادید؟ نمیشد روز مراسم را تغییر می دادید؟ نمیشد بمانند بسیاری از برنامه ها و همایشهای دیگر گلچینی از آنچه می خواهید را در زمان مناسب پخش کنید.

حسب وظیفه و عادتی که برای انتقال انتقادات و مشکلات به دستگاه های مربوطه دارم، بیش از پنجاه  بار به 162 تلفن زدم؛ هنگامی که دکمه تماس با کارشناس را میزدم (دکمه 5) ارتباط وصل نمیشد. هنگامی که وصل میشد پس از دقایقی انتظار برای ارتباط با کارشناس باز تماس بصورت کاملا خودجوش قطع میشد...!

[http://www.aparat.com/v/4FCLD]

آقایان مسئول صداوسیمایی، دنبال آسیب شناسی استفاده مردم از ماهواره نباشید. از خودتان شروع کنید. حداقل قدر اعتماد این سی و اندی درصد را بدانید!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

از تو بعید بود حاجی!

نویسنده :عباس جبلی
تاریخ:چهارشنبه 25 دی 1392-03:46 ب.ظ

مداح عزیز، حال وقتی صدایت را از تلویزیون و یا ضبط اتومبیل و یا ایستگاه های صلواتی می شنوم ناخودآگاه یاد هفت تیرکشی ات می افتم.

نمی دانم تویی که هزاران نفر از سراسر شهر به بهانه ی ارباب بی کفن با صدای دلنشینت گرد هیئتت می آیند، چرا؟ تویی که حرفت برایشان سند است و عملت الگو! به همان اندازه که الگویی بزرگ هستی به همان اندازه هم خطاهایت بزرگ است. قبول نداری؟

نمی دانم و نمی خواهم بدانم دلیل تیراندازی ات چه بوده؟ هرچه بوده شلیک به زن و شوهر ، اراذل و اوباش، تهدید و ... از تو که به عنوان یک چهره فرهنگی در دل جوانان جاخوش کردی این کار بعید بود.

به نظرم بدترین گزینه را انتخاب کردی. آن جا که از صبر حضرت زینب(س) می خواندی و برای ما توصیه به صبر و سعه صدر می کردی، فکرش را هم نمی کردم با یک بگو مگوی ساده از کوره در بری و هفت تیری را که نمی دانم از کجا آوردی به روی یکی از هم وطنانت بکشی! یقینا اگر سیره اهل بیت را که صدها بار در مجالست خوانده بودی عمل می کردی الان به عنوان الگوی عملی نیز درخشان تر از گذشته می درخشیدی!

اگر موضوع تهدید بود بهتر نبود اطلاع بدهی تا بررسی کنند و برایت محافظ بگذارند؟ اگر تصادف بوده همانند ما به 110 زنگ میزدی تا پلیس بیاید و برایت کروکی بکشد؟ اگر اراذل و اوباش بودند خوب همان کاری را که مردم عادی می کنند انجام می دادی. یقین دارم اراذل و اوباش هم اگر بودند به احترام امام حسین وقتی چهره ات را می دیدند از شرمندگی چیزی برای گفتن نداشتند. به نظرت با این رفتار به دین ضربه ای وارد نکردی؟! شاید ظرف و مظروف مناسب نبوده و ظرفت بسیار کوچک!

---------

چرا بعضی ها خودشان را از مردم جدا می دانند؟ چرا برای تأمین امنیت خود، اسلحه گرم به خود می بندند و قاضی می شوند و حکم جاری می کنند؟ فکر نمی کنند اگر هر کس بخواهد اینطوری عمل کند سنگ روی سنگ بند نمی شود؟ چرا بعضی ها هر چه بخواهند انجام می دهند و کسی جلودارشان نیست؟ آیا اگر دیگران هم همین حرف ها و اعمال را مرتکب شوند اینگونه ختم به خیر می شود؟

چرا برای توجیه این کار زشت نام مقدس ارزشی و .... را بر زبان می آوریم. چرا می گوییم توطئه کردند و به ترور شخصیت ها مشغولند. مگر بقیه اهل دین و ارزش و اعتقاد نیستند؟ چرا با این تعابیر همه چیز را لکه دار می کنید؟ چرا هر وقت انتقاد می شود منتقد را به سکولار بودن و ضد دین و ... متهم می کنیم. برچسب زدن کار ساده ایست اما به اشتباه خود پی بردن و سرتسلیم به قانون فرو آوردن کار سخت تری نیست...!

چرا وقتی به مشکل بر می خورید مجاری قانونی را اعتنا نمی کنید ؟ آیا قانون نقص دارد؟ آیا مجریان قانون لایق نیستند؟ چرا به حکم خود عمل می کنند؟ چرا؟

چرا برخی که نه شغل امنیتی و نظامی دارند و فقط در توهم تهدید هستند به خود اجازه می دهند با رانت و رابطه برای خود یک لایه امنیتی درست کنند؟ مگر خونشان رنگین تر است؟

البته خطای برخی از این افراد را نباید به پای هم صنفی هایشان گذاشت و یقینا در هر صنفی خطاکار وجود دارد و شرح و بسط به همه کار بسیار غلط و غیرمنطقی است. اما موضع گیری در خصوص محتوای خطا می تواند به آرامش و امنیت روانی و اجتماعی اقشار مردم کمک به سزایی کند.

آمار رسمی از تعداد نیم میلیون نفری افرادی خبر می دهد که با خود اسلحه کمری دارند. این طبیعی است برای حفظ امنیت جامعه به افرادی با اجازه قانون سلاح تحویل دهند. یقینا ایشان که کارشان امنیتی است به خوبی می دانند و ثابت کرده اند که آخرین راه، استفاده از اسلحه است نه اولین راه! یقینا آنهایی که دچار خبط می شوند همانهایی هستند که مسیر قانونی اخذ سلاخ را دور زده اند و از کاتالیزورهای دوستان استفاده کرده اند. آیا این را نمی شود کاپیتالاسیون نامید؟

از قوه قضاییه نیز انتظار می رود جهت اطمینان خاطر افکار عمومی به نحو احسن و قانونی و چه بسا سخت گیرانه تر به این پرونده رسیدگی کند. البته شنیدم آقای شاکی رضایت دادند اما یقین دارم مدعی العموم باید ورود پیدا کند، اگر اقدام جدی مقابل اینگونه اعمال نشود در آینده این قبیل اتفاقات بیش از پیش تکرار خواهد شد. یکی از علل اصلی انقلاب اسلامی به یقین مبارزه با ویژه خواری ها و خاصه خواری ها بوده؛ قرار نیست قانون و انسان و احترام و اخلاق و دین و آزادی و حقوق مردم و ... فقط به خاطر عده ای منفعت طلب زیر پا گذاشته شود.

سازکار گرفتن اسلحه چیست؟ اگر بعدها یک بازاری، کارگردان، بقال و استاد دانشگاه و ... اسلحه کشیدند و با افتخار چند تیر هم شلیک کردند جای تعجب هست یا کاملا طبیعی است؟ آیا مجازات های حمل سلاح و استفاده غیر مجاز ناکافیست؟ شاید برای حمل اسلحه مجوز بتوانند دست و پا کنند اما استفاده ناصحیح آن را به هیچ عنوان نمی شود توجیه کرد.

این تیراندازی شاید ثابت کند برخی ها قانون، امنیت، جامعه و مردم و .... را جز برای منفعت خود نمی خواهند. و قانون خود را ارجح از قانون جامعه می دانند. امنیت خود را از امنیت مردم و ... می دانند. (عباس جبلی)

 

منابع مرتبط:





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ژاپن، نظامیان و كمك به سیل‌ زدگان

نویسنده :عباس جبلی
تاریخ:سه شنبه 24 دی 1392-11:30 ب.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خدارا سپاس، بخاطر تو

نویسنده :عباس جبلی
تاریخ:دوشنبه 23 دی 1392-02:01 ب.ظ

خدارا سپاس، بخاطر تو

بخاطر تویی که بهترینی

همانی که از او خواستمت و او تو را بعد از 23 سال به من داد

یکی از بهترین روزهای زندگیم، " 23 دی "

روزی که دنیا آغوشش را برای آمدنت باز کرد ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یک دست صدا ندارد ...!

نویسنده :عباس جبلی
تاریخ:چهارشنبه 18 دی 1392-01:40 ب.ظ

انسان موجودی است اجتماعی. این جمله را خیلی شنیده‏ ایم ولی شاید برای خیلی از امور به سادگی از کنار آن می‏گذریم و کار انفرادی خود را توجیه می‏ کنیم.

با اینکه انسان خلیفه الله و اشرف مخلوقات است اما به تنهایی از پس بسیاری امور بر نمی‏ آید و باید حسب عقل و منطق از همنوعان خود کمک بگیرد. شاید برای این موضوع مثال‏های بسیاری بتوان بیان کرد مانند ساختن یک ساختمان و برج که یقینا کار یک نفر و یا حتی یک گروه نیست. در زندگی اجتماعی انسان‏ها برای همدیگر کار می‏ کنند و در این مسیر امرار معاش می‏ کنند. شاید از منظری اهمیت تشکیل خانواده در دین اسلام و دیگر مذاهب هم به همین مهم برگردد که برای تأمین نیازهای روحی و جسمی انسان ناگزیر است که تشکیل اجتماع دهد.

یکی از آسیب‏های فرهنگی که در کشور ما وجود دارد ضعف انجام امور به صورت جمعی و گروهی است. اگر اندکی تأمل کنیم متوجه این ضعف در بین دانش‏ آموزان و دانشجویان و یا حتی در تیم‏ های ورزشی و فرهنگی می‏ شویم. حتی در هیئات مذهبی و مساجد نیز این ضعف به وضوح مشاهده می‏ شود. در یک خیابان کوچک ده‏ها مسجد و هیئت و تکیه وجود دارد که در آنها بسیاری از امور توسط یک نفر انجام می‏ گردد؛ حتی از نظرات و تجارب دیگران نیز در مرتبه مشاوره هم بهره گرفته نمی‏ شود. این خود باعث تحلیل قوا و هدر رفتن زمان فرد و اجتماع می‏ شود و بسیاری امور مجددا تجربه شده و وحدت و یکپارچگی جامعه صدمه خواهد دید.

undefined

در روایات بیان شده که حضرت صاحب همراه با 313 نفر از یاران خود ظهور خواهند کرد که این نشان دهنده کار گروهی برای یک انقلاب بزرگ است. حضرت پیامبر نیز برای دعوت علنی اسلام ابتدا به صورت مخفیانه جمعی را ارشاد و مومن نمود و سپس با کمک ایشان در مسیر رسالت علنی گام نهاد. در قرآن کریم هم وقتی عبارت " تعاونوا علی البرّ و التقوی" بیان شده نشان می‏ دهد خداوند متعال برای این امر ویژه دستور فرموده. البته کار گروهی برکات بسیاری دارد که از جمله می‏ توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-همفکری نمودن: یکی از برکات کار گروهی است. وقتی گروهی برای انجام یک کار گرد هم می‏ آیند و کانون تفکرات و اندیشه ها در انجام آن کار به هم نزدیک می‏ شود به یقین تمام مسیرها و موارد مورد بررسی قرار می‏ گیرد.

2-همدل شدن: در کار گروهی مجریان با پشتوانه جمعی امور را پیش برده و دلگرم به حصول نتیجه هستند. در کار گروهی همه خود را جزئی از جمع می‏ دانند و احساس دین و مسئولیت می‏ کنند.

3-افزایش کیفیت و کمیت: کمتر شدن نقاط ضعف، پرهیز از کارهای تکراری و نوآوری و ابتکار در مسیر تفکر جمعی و کار گروهی بهتر نمود پیدا می کند.

4-تربیت نیرو: شاید مهم‏ترین اثر کار گروهی به نظر من تریبیت نیرو باشد. اگر همه امور در گرو یک شخص باشد مطمئنا اگر بهترین کارها را هم انجام بدهد این امور تاریخ انقضا دارد یعنی تمام می‏ شود؛ ادامه پیدا نخواهد کرد. با تربیت نیرو در مسیر اهدافی که می‏توان تعریف کرد این امور پایان نشدنی شده و باقیات صالحات بهمراه دارد.

البته کار گروهی باید همراه با صبر و اعتماد باشد و نباید توقع داشت در آغاز کار نتایج مطلوب سریع و مطلوب به دست آید. باید با هدایت و کنترل امور و نظارت اعضا کشتی را سلامت به جلو هدایت کرد.

حال باید اندکی از خواسته‏ های شخصی خود به عنوان مسئول کوتاه آمد و از نظرات دیگران استفاده نمود تا همان کاری که شاید بتوان با نمره 20 بصورت فردی بتوان انجام داد چه بسا با نمره‏ ای پایین‏ تر بصورت گروهی انجام داد که این کار گروهی بسیار بسیار مهم و ارزشمند است. لازمه این مهم سعه صبر، گذشت، تأمل و احترام متقابل است که متأسفانه در رفتارهای ما کمی کمرنگ شده است.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :35
  • ...  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • ...